ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
944
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
كه آيات مزبور نيز كلام خداست و از اين رو بدانها ايمان آوردند و در معنى آنها به بحث و تأويل نپرداختند . و اين شيوه معنى گفتار بسيارى از سلف است كه گفتهاند : « آنها را همچنان كه نازل شدهاند بخوانيد » يعنى ايمان بياوريد كه آن آيات از جانب خداست ولى متعرض تأويل و تفسير آنها نشويد از اين رو كه ممكن است آيات مزبور براى آزمايش باشد . پس واجب است در برابر آنها از هر تأويلى باز ايستيم و بدانها اذعان كنيم . و در عصر سلف گروه قليلى بدعت گذاران پديد آمدند و از آيات متشابه پيروى كردند و در تشبيه فرو رفتند از اين رو دستهاى در ذات او به تشبيه پرداختند و معتقد شدند كه خالق داراى دست و پا و چهره است و بظواهرى كه در آيات آمده بود عمل كردند و سرانجام در پرتگاه تجسيم صريح و مخالفت با آيات تنزيه فرو - افتادند [ زيرا معقوليت جسم مقتضى نقص و نيازمندى است ] [ 1 ] . در صورتى كه غلبه - دادن آيات سلوب دربارهء تنزيه مطلق كه در موارد بيشترى نازل شدهاند و از لحاظ دلالت آشكارتر مىباشند . از درآويختن بظواهر اين آياتى كه از آنها بىنياز هستيم و هم از جمع ميان دو دسته دليل با اين تأويلات آنان ( مشبهه و مجسمه ) ، شايستهتر است اين گروه از شناعت شيوهء خويش به چنين گفتارى پناه بردهاند كه : جسم است ولى نه مانند اجسام . در صورتى كه اين گفتار از عقايد ايشان دفاع نمىكند ، زيرا گفتهاى متناقض و جمع بيان ميان نفى و اثبات است ، هر گاه براى معقوليت واحدى از جسم باشند و اگر مخالف آن باشند و معقوليت متعارف را نفى كنند ، آن وقت با ما در تنزيه موافق خواهند بود و از توجيهات ايشان چيزى باقى نمىماند جز اينكه لفظ جسم را يكى از اسماء او قرار دادهاند و چنين جعلى متوقف بر اجازه مىباشد .
--> [ 1 - ) ] از « ينى » .